خرید بک لینک
خدای رجب شاهد است که کوچکترین عمره گزار خانه اش علی (ع) است وقتی که دیوار کعبه ترک خورد و بنت اسد، در آغوش خدا پناه گرفت اما شگفت آنکه؛ کعبه، علی را طواف کرد وقتی که چار دیوارش، خورشید را در میان گرفتند، آنگاه که در میان کعبه طلوع کرد!

برچسب: نویسنده: رها زمانی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 15:01

جنگ سختی درست اینجا بود توی تاریکی مداوم شب بین خمیازه ها و خورخورها بین غلطیدنم به راست، به چپ از درختی بزرگ در یک باغ داشتم سیب کال می چیدم جنگ در پشت باغ جاری بود جنگ را توی خواب می دیدم باغ از تشنگی نفس می زد آسمان گفت منتظر باشید خون رزمنده ای که بی سر بود ناگهان روی دیوار باغ چکید باغ، ریز ریز می گریید آسمان ابری و زمین تر شد من شبیه مترسکی بی جان شانه هایم پر از کبوتر شد رود خون توی باغ جاری شد سیب در رودخانه می غلطید کفتری روی شاخه های درخت سیب ها را برای من می چید دستهایم پر از شکوفه و سیب کوله بارم چقدر سنگی

برچسب: پشت دروازه های شهر,پشت دروازه ها,پشت دروازه ها سریال,دشمن پشت دروازه ها دانلود,فیلم پشت دروازه های شهر,فیلم پشت دروازه ها,دانلود سریال پشت دروازه ها,دانلود فیلم پشت دروازه های دشمن,دانلود فیلم پشت دروازه ها, نویسنده: رها زمانی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 15:01

روزگار غریبی ست؛ غمهایمان چند برابر شده اند و روحمان شکننده تر، و این، توجیهی عقلانی و اعتقادی دارد؛ قلب هایمان با دلهای شکسته و روح های زجر کشیده مرتبطند، دردها در این کانالهای عاطفه تردد می کنند و ناخوشی ها منتقل می شوند. جغرافیای اعتقاد و احساس مرز ندارد. روزگار غریبی ست؛ خون بی گناهان خورشید را پوشانده و دنیا در ظلمت ویرانگری فرو رفته است. آیا سال های انتظار برای امتلاء زمین از عدل، به ماه ها، به روزها، و یا حتی به ساعت ها تبدیل نشده اند؟ آیا زمانه باریدن قسط و عدل بر زمین تشنه و ترک خورده، نرسیده است؟ وقتی که برکرانه بی حاصل زمین با

برچسب: نویسنده: رها زمانی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 15:01

قسم! به رب کعبه قسم یاد می کنم اکنون که زهر؛ همان تلخ ِ آغشته گشته با شمشیر که سالهاست پرستوی جانت را به آشیان بلند مرتبه ی رستگاری برد هنوز هم درون فرق ترک خورده ی زمان جاریست؛ _درون کارزار تازه ی محراب و ابن ملجم ها درون کوفه کوفه ی تکرار نامرادی ها درون شام،که از پشت زخم کاری خورد_ و رستگاری را که از خروش خون تو هر لحظه می روید به یاوران ناب تو در این زمانه می بخشد

برچسب: نویسنده: رها زمانی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 15:01

بلوغ مهرگیاه نارسی ست در اینجا -که سیاست روی دور تند می چرخد و سالهاست مَحمل آدمکهایی ست که به یمن چرخیدن در فضا هنوز کودک مانده اند - ؛ من می دانستم "نسبیت انشتین" فرضیه ی درستی ست، اما نمی دانستم برای اثباتش نباید زیاد تقلا کنم کافی ست یک روز چشمهایم را ببندم و بی آنکه از گشتن حول یک محور گیج واهمه ای داشته باشم سوار چرخ فلک بزرگ شهر شوم و هر بار که اوج می گیرم روی آدمهای کوچک آن پایین آب دهان بیندازم!

برچسب: کوتوله های ایران,کوتوله های عجیب,کوتوله های ایلام,کوتوله ها در ایران,کوتوله های سفید,کوتوله های شهداد,كوتوله هاي ايران,کوتوله های یزد,کوتوله های کرمان,کوتوله های واقعی, نویسنده: رها زمانی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 15:01

راست یا دروغ قصه ی کدبازها و حرف های درگوشی را نمیدانم اما داستان دیگری از کنار آن قصه ی مبهم متولد شده است که می دانم راست است: ما مدعیانی هستیم که هنوز تا شیعه تنوری شدن فاصله ی زیادی داریم قصه ی ما همچنان ادامه دارد و کلاغهای قصه هنوز سرگردانند!

برچسب: درد و دل به انگلیسی,درد و دل عاشقانه,درد و دل,درد و دل با خدا,درد و دل كردن به انگليسي,درد و دل بچه های طلاق,درد و دل یا درد دل,درد و دل با امام زمان,درد و دل های عاشقانه,درد و دل های تنهایی, نویسنده: رها زمانی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 15:00

باید مطلبی تازه می نوشتم برای این روزها که هم زخم کهنه ی تاریخ دهان باز کرده، هم زخمهای عمیق، نو به نو صفحه های تازه ی تاریخ را دردناک می کنند اما سردرد مزمن نمی گذارد. پس مهمان یک نوشته ی کهنه باشید: تاریخ، نقل کرده که در سال شصت و خون ؛ (سالی که تا ابد در گاهنامه های اهل زمین ماندگار هست) در منتها الیه سمت مشوش ترین زمان وقتی تمام روزنه ها را غبار، بَست تب کرد روزگار محبوس شد نفس صبر از قفس پرید و سرش را به باد داد پروانه ی امید افتاد در قفس خشکید غنچه ها آشفته شد بهار احساس رویش از خیال زمین پر کشید و رفت القصه روزگار به این نحو می گذشت خو

برچسب: اشک فرات,کتاب فرات اشک,اشک من آب فراته, نویسنده: رها زمانی تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 15:00

صفحه بندی